تبليغاتX
 ***ستاره های سربی 2***

 

1) خاطرات 2) غم 3) عشق . با اولی زندگی کن و دومی را بخاطر سومی تحمل کن

 


 

نوشته شده توسط ارین در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 ساعت 10:0 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


shabe...niloufari.....

گر كلمه دوستت دارم قيام عليه بند هاي من و توست ، اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست ، اگر كلمه دوستت دارم پايان دهنده جدايي هاست ، اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست ، پس با تمام وجود فرياد مي زنم دوستت دارم

اگه زماني فکرکردي نبودن يه کسي بهتر از بودنشه چشات رو ببند و زماني رو به ياد که اون کنارت نبوده اگه چشات خيس شد ....به خودت دروغ نگو..... چون هنوز دوستش داری

یکی بودیکی نبود :اونی که بودتوبودی اونکه توقلب تونبود من بودم/ یکی خواست یکی نخواست اونکه خواست توبودی اونکه نخواست ازتوجدابشه من بودم/ یکی داشت یکی نداشت اونکه داشت توبودی اونکه جزتوکسی رونداشت من بودم/ یکی گفت یکی نگفت اونکه گفت توبودی اونکه دوست دارم روجزتوبه هیچکسی نگفت من بودم/ یکی رفت یکی نرفت اونی که رفت توبودی

پنج وارونه چه معنا دارد ؟♥ خواهر كوچكم اين را پرسيد♥ من به او خنديدم♥ كمي آزرده و حيرت زده گفت♥ روي ديوار و درختان ديدم♥ بازهم خنديدم♥ گفت ديروز خودم ديدم♥ مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد♥ آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد♥ بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم♥ بعدها وقتي غم♥ سقف كوتاه دلت را خم كرد♥ بي گمان مي فهمي♥ پنج وارونه چه معنا دارد

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط ارین در یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 2:9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


ستاره

پيراهن کبود پر از عطر خوش را
برداشتم که باز بپوشم پي بهار
ديدم ستاره هاي نگاهت هنوز هم
در آسمان آبي آن مانده يادگار
آمد به ياد من که ز غوغاي زندگي
حتي تو را چو خنده فراموش کرده ام
آن شعله هاي سرکش سوزان عشق را
در سينه گداخته خاموش کرده ام ...

حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري
رفتي بي وفا و گفتي كه منو دوسم نداري
حالا باز دوباره بارون مي خوره رو تن شيشه
اخه چي كم شده از تو كه مي ري واسه هميشه
عزيزم دنيا كوچيكه تو بگو اخه كجايي
ياد تو مي افتم هر وقت
هي مي گم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي

تو شباي پر ستاره
دل من هواتو داره
ياد من مي مونه نيستي
بودنت خواب و خياله
روي بام خاطراتت من كبوتر شدم اما
با يه سنگ نفرت تو پريدم از بوم دنيا
حالا بعد رفتن تو من يه گوشه اي نشستم
هي مي گم كجايي اخر اخه من دل به كي بستم
ديگه خسته ام از اين عشق خيالي
هي ميگم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي

 

 


 


 

نوشته شده توسط ارین در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت 2:20 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


خیلی نامردی..........

کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود

گفته بودم که اگر بوسه دهي توبه کنم که دگر باز از اينگونه خطاها نکنم بوسه دادي چو بر خواست لبت ازلب من توبه کردم که دگر توبه بي جا نکنم

 

زندگی میگن برای زندهاست اما خدایا بس که ما دنبال زندگی دویدیم بریدیم که وای برما خبرازلحظه ی پروازنداشتیم تامیخواستیم لب معشوقو ببوسیم پریدیم که

یکی بودیکی نبود :اونی که بودتوبودی اونکه توقلب تونبود من بودم/ یکی خواست یکی نخواست اونکه خواست توبودی اونکه نخواست ازتوجدابشه من بودم/ یکی داشت یکی نداشت اونکه داشت توبودی اونکه جزتوکسی رونداشت من بودم/ یکی گفت یکی نگفت اونکه گفت توبودی اونکه دوست دارم روجزتوبه هیچکسی نگفت من بودم/ یکی رفت یکی نرفت اونی که رفت توبودی..

.................................................

من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهي كه بلغزد بر من … من خودم بودم و يك حس غريب كه به صد عشق و هوس مِِي ارزد

ستاره ها وقتي ميشكنن ميشن شهاب اما دلي كه ميشكنه ميشه يه سوال بي جواب . . .

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط ارین در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 10:45 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


***tak star***

 

امروز

بر خاك این كاغذ

بذر عشق می‌افشانم

خوشه‌های امید را درو می‌كنم

و تنور ایمان را می‌افروزم

تا فردا

شعر نان را

بر سفره‌تو بگذارم

با دیدن تو

با دیدن تو

همه شاعر می‌شوند

و همه سلام‌ها

شعری ناب

با دیدن تو

همه بیمار می‌شوند

و همه ناله‌ها

شعری ناب

تو بیزاری از شعر

و می‌دانم

تنها

كسی كه سكوت كند

و هیچ نگوید

تو را با خود خواهد برد

عصری است غریب و اسمان دلگیر است افسوس برای دل سپردن دیر است هر بار بهانه ای گرفتیم و گذشت عیب از من و توست عشق بی تقصیر است

........ستاره****سربی***..............


 

نوشته شده توسط ارین در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 0:19 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


******************N****************

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران

رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند
هر چه آفاق بجویند کران تا به کران

میروم تا که به صاحبنظری بازرسم
محرم ما نبود دیده‌ی کوته نظران

دل چون آینه‌ی اهل صفا می‌شکنند
که ز خود بی‌خبرند این ز خدا بیخبران

دل من دار که در زلف شکن در شکنت
یادگاریست ز سر حلقه‌ی شوریده سران

گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود
لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران

ره بیداد گران بخت من آموخت ترا
ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران

سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن
کاین بود عاقبت کار جهان گذران

شهریارا غم آوارگی و دربدری
شورها در دلم انگیخته چون نوسفران

 


 

نوشته شده توسط ارین در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 0:46 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


نظر یادت نررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررره.................

 

يکشب دلي به مسلخ خونم کشيد و رفت
ديوانه اي به دام جنونم کشيد و رفت

پس کوچه هاي قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشيد و رفت

تا از خيال گنگ رهايي رها شوم
بانگي به گوش خواب سکونم کشيد و رفت

شايد به پاس حرمت ويرانه هاي عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشيد و رفت

ديگر اسير آن من بيگانه نيستم
از خود چه عاشقانه برونم کشيد و رفت

 

 

 



 

نوشته شده توسط ارین در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 ساعت 8:36 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


ٍ***SeTaRe SoRbI ***

آيا هنوز عاشقم هستي
آنگاه كه سپيدي بر گيسوانم موج مي زند
...
آيا هنوز هم به ياد مي آوري
دختر جواني را
كه بردي
چون عروست
در يك روز باراني
در پاييز
آيا هنوز مرا سخت در آغوش مي فشاري
چون شب پيوندمان
يا ،از ياد خواهي برد
اولين روز ديدارمان را
در تابستان
هنگامي كه رزها شكوفه داده بودند
و پرندگان مي خواندند
آيا باز هم نواي خوش خنده هايمان
گوشت را مي نوازد
آيا هنوز هم به ياد داري
همه سالهاي شادي را كه در كنار هم سپري كرديم
...

قلبت را تا هميشه
برايم روشن بدار ...

<>...........www.empress-man.blogfa.com .......<>

 


 

نوشته شده توسط ارین در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 ساعت 2:28 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


نظر یادت نره با معرفت................

ما را دو روزه دوری دیدار می‌کشد

زهریست این که اندک و بسیار می‌کشد

عمرت دراز باد که ما را فراق تو
خوش می‌برد به زاری و خوش زار می‌کشد

مجروح را جراحت و بیمار را مرض
عشاق را مفارقت یار می‌کشد

آنجا که حسن دست به تیغ کرشمه برد
اول جفا کشان وفادار می‌کشد

وحشی چنین کشنده بلایی که هجر اوست
ما را هزار بار نه یک بار می‌کشد

 

تو انگار کن که هرگز نبوده‌ای
و من هرگز به نبودن تو
بودن را
چنين حقير نينگاشته‌ام ...

با سرانگشت

لب‌هام را ببوس
بگذار بين پرستش و عشقبازی
آونگ شوم
در خاطره‌ی بشر
چون زنگ کليسا
در بلندای هستی

من به گريه التماس می‌‌کنم
يا گريه به من؟

و تو انگار کن از آغاز بوده‌ای
مثل خدا
و مرا آفريده‌ای
مثل نگاهت
يا خنده‌هات ...

...www.empress-man.blogfa.com

 

 

 


 

نوشته شده توسط ارین در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 10:33 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


ستاره های سربی.......*******************

 

همیشه نگاهت را دوست دارم

فرارهای کودکانه اش را

آن گاه که باران را

میزبانی می کند ...
..............................
درد عشقی کشیده‌ام که مپرس
زهر هجری چشیده‌ام که مپرس

گشته‌ام در جهان و آخر کار
دلبری برگزیده‌ام که مپرس

آن چنان در هوای خاک درش
می‌رود آب دیده‌ام که مپرس

من به گوش خود از دهانش دوش
سخنانی شنیده‌ام که مپرس

سوی من لب چه می‌گزی که مگوی
لب لعلی گزیده‌ام که مپرس

بی تو در کلبه گدایی خویش
رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس

همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیده‌ام که مپرس
 
 
 
 
 
 


 

نوشته شده توسط ارین در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 1:39 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting